قسمت ۵۵ رمان عاشقان شیطانی(فقط منو نزنینا خخخخ)
یادم اومد نگفتم بیاد برا صبحونه دوباره برگشتم:یوما..
که یه گوجه دیگه پرت کرد
کاناده:رجی گفت برا صبحونه بیا!!و فکر کنم صورت منو با صفحه ی دارت اشتباه گرفتی!!
...
نظرات (۱۰۸)