⋆⁺₊❅.
علت اینکه خواستم اینجا همچین چنلی داشته باشم
با اینکه منم از همون اول به نماشا و...اصن علاقهای نداشتم
برا این بود که این چند مدته تو حس و حال خیلی بدی بودم بدون هیچ انگیزه و اشتیاقی تو دلم
ولی خب منم دوست داشتم وضعم تغییر کنه، حالم بهتر شه
هر فکری ذهنم میرسید هیچکدوم برام اثری نداشتن
هیچ حس و حال و انگیزهای برا تغییر
یا چیزی که برا خاطرش بجنگم نداشتم
با اینکه تمام کارایی بودن که میدونستم باید انجامشون بدم
..
.
ولی اینکه بین همه چی
همه چیزاییکه فقط میگن بخواه و زندگیتو بهتر کن و کلی شعار دیگه
هیشکی ازین حرف نمیزد که اگه سواله برات که چطور خوب زندگی کنی
اگه همه چی اینطور که سرتو بندازی پایین و کارتو انجام بدی پیش نمیره..
چطور با حس و حالات تنهایی کنار بیای
تو اون بین
وقتی نوشته ها و حرفهایی بوده
که از ته ته قلبِ زندگی یه کسی مث من بیرون اومده
که انگار عمیق ترین ارتباط بوده با کسی که هیچی ازش نمیدونی
ولی انگار میدونستی که درد و زخم مشترک بوده
که قلبا رو بهم نزدیک میکرده
و بتونی حس درک شدن خیلی دوری داشته باشی..
.
دوست داشتم منم برا خودم همچون وایبی داشته باشم
منم با آپدیت آیو یا ترجمه(که اصن هیچی ازش نمیدونستم و باهاشون سعی کردم یاد بگیرم)
و گاها نوشتن کپشنا
یه وایب دوست داشتنی برا خودم ایجاد کنم
و دوستش داشته باشم
و اون حس و حال دوست داشتنی رو بعد کلی مدت بالاخره تو دلم احساس کنم
که هنوزم اون وایبی که با دیدن اجراهای و لیریک آهنگاش دارم
منو یاد رها بودنم بندازه
..
ولی ناراحتم که فک کنم دیگه اون انگیزه اولیه رو ندارم
شاید برا این باشه که چیزی که میخواستمو دارم کم و بیش
الانم اگر دوباره اون حس قشنگو بخوام داشته باشم و برگردم
بتونم آپدیت یا ترجمه آیو بزارم
.
.
.
" خداوکیلی چقد طولانی شد^^'
ولی همه چیزی بود که میخواستم اینجا بنویسمツ
مرسی ازت کسی که لایک یا دنبال میکرد همچین چنل کوچیکیو~ෆ˙ᵕ˙ෆ
༊⋆⁺₊❅^^⋆
نظرات