فن فیکشن Kill Or Kiss __ پارت 80
بعضی وقتا یهو وسط خیابون از هوش میرفت . همشون تاثیرات سم تو بدنش بودن . بدنش انگار خودکار شده بود و هروقت دلش میخواست خاموش میشد .
هیچوقت به بیمارستان نرفت چون اگه ازش بازجویی میشد بابابزرگشو زندانی میکردن . مطمعنا بابابزرگش اولین آدم مشکوک میشد .
حتی اگه پدربزرگش یه شیطان بود ، دلش نمیخواست عامل زندانی شدن اون باشه .
...
نظرات (۵)