جک خندان *بخش بیست و چهارم
یک چیز سرد از ستون فقرات ایساک حرکت کرد، به موهای پشت گردنش رسید و موهاشو بلند کرد. ایساک اروم چرخید. جک خندان مثل یه کابوس شده بود اون کاملا بی رنگ و سیاه شده بود موهای پاره پاره و دندون های تیز که با لبخندش تزئین شده بودو دست های بسیار بلند با ناخن های بلند تیز که انگار زمینو خراش میداد، جک با صدای سرد، گوش خراش و شیطانی یی گفت
...
نظرات (۳)