داستان جدید قسمت ۲ ●~●
روزها سپری می شد و این دو اغلب وقت خود را با هم به سر می بردند تا لختی همه چیز گل و بلبل بود تا این که دمق بودن پسرک شمشیر موی/= اعصاب پسر قصه ی ما را به باد صبا داد.در نتیجه او در صدد بهبود بخشی به حال دوستش برآمد ولی از آنجا که خلقیاتش به درد کارخونه ی پرژک هم نمی خورد بیشتر خراب کاری کرد و موجب رنجش خاطر دوست گرامی شد...
این اتفاق که برای پسر سهمناکبود او را وا داشت تا به تک و پو بیفتد و با اندک ذوقی که در نامه نگاری داشت دل دوست را به دست آرد. ماموریت انجام شد و این اتفاق هم به خیر گذشت.پس ...
نظرات (۵۷)