ته:بهتره ببریمش
=خودم میبرمش
ته:مگه خونشونو بلدی
=نه تو بلدی؟زبون داره میگه میبرمش
ته:تو مگه کلاس نداری
=اخه به تو چه؟اقای مدیر من دارم میرم
م:باشه
براید استایل بغل کرد و از کلاس رفت بیرون منو نشوند رو ماشین و برگشت داخل مدرسه تهیونگ با دو اومد سمتم کولم دستش بود گذاشتش رو پام و سرمو گرفت جلو پیشونیمو بوسید.
ته:متاسفم عزیزم
/بابام هقققققققق
ته:نمیخواد تا چند روز بیای مدرسه بعدا خودم درسارو برات توضیح میدم باشه؟منم دردتو کشیدم مادر بزرگم و از دست دادم پس درکت میکنم خشگل خانم
/ممنون هق
ته:گریه نکن به عوضش الان مامان بابات پیش همن باشه؟
/اوهوم هققققققققققققق
بغلم کرد و کمرمو نوازش میکرد و موم رو میبوسید که صدای کوک اومد.
=باید برسنومش خونه اگه میشه بزار بریم
ته:مواظب خودت باش اوکی؟
/باشه هق
تهیونگ رفت کوک سوار شد جلوم نشست به رانندش گفت حرکت کنه.
=با استاد کی چند وقته تو رابطه ای؟
/هق به ت چ؟
=فقط خواستم بدون ادرسو میگی؟حتما الان کلی ادم منتظرتن
ادرسو بهش گفتم نمیدونم چرا انگار ناراحت بود سرشو گرفت پایین دلم میخواست یکیو بغل کنم.
/کوک
=بله؟
/میشه بغلم کنی؟
=ها؟ب..باشه
=:بغلش کردم خیلی خوبه کسی که عاشقشی تو بغلت باشه ولی از یه طرفم خیلی بده کسی که عاشقشی عاشق یکی دیگه باشه تا تونستم از لحظه ای که تو بغلم بود لذت بردم و ریز جوری که نفهمه موهاشو میبوسیدم ن انقدر اذیتش میکردم که نزدیک یکی دیگه نشه و جلو چشم عاشق شد بغضم گرفته بود سیدیم در خونشون پیادش کردم بردمش سمت خونه عمه اش بغلش کرد و بردش تو کولشو دادم دست نامادریش تسلیت گفتم و رفتم خونه دلم شکسته بود و این ...........
نظرات (۴۶)