شال ان شاله سرخ تو ...............+نظر بدید برا کپشن اگر دوست داشتین
نیمه شبی باز مهتاب تاریکی را درخورد درید نوری عظیم امدنت را نشان میداد راه رفتنت در ان جاده ی پرستاره انچنان زیبا بود که لحظه ای درنگ سالها حسرت جا میگذاشت باد بازی با موهای مشکیت را اغاز کرده بود صدای قدم هایت اواز روح بخش قلبم بود چهره ی خندانت گلستان سرسیزی را به قلبم بخشید موج نگاهت ارام ارام نزدیک ساحل قلبم بود رسید ی جانم به قربانت که خوش رسیدی چون با نفس هایت جان تازه ای به من بخشیدی حیف که فرصت ما اندک ا ست و دلتنگی ما بسیار هر چند وقت باهم بودنمان کم است اما خاطراتش تسکینی برقلبه بی تابمان ...
نظرات (۷)