این پارت خیلی غمگینه :)) آماده باشین:)
(علامت سوآ+ جیمین_ تهیونگ& مینهو× نویسنده() )(جیمین سرشو انداخته بود پایین و به سوآ نگاه نمیکرد) +چیزی شده؟ بخاطر دیشب ناراحتی؟ _... +من خیلی نگرانتم جیمین بگوو!! _... +یاا بگوو! (سرشو میاره بالا ، با اخم نگاهش میکنه) _چرا به من نگفتی؟ +(لبخند مصنوعی)چ.چیو؟ _چرا بهم نگفتی؟ +م.من نمی دونم داری راجع به چی حرف میزنی.. _به من نگفتی الانم داری انکار میکنی؟؟؟؟ +... _(با داد)چرا بهم نگفتی؟؟؟ +چون خاطره ی خوبی نداشتم!! _منظورت چیه؟ +اون سوهو و جونگ مین! قلب منو نصف کردن! نمی خواستم دوباره یادم بیوفتهه!!! _چه ربطی به عمو سوهو داره؟ +(با بغض)اون بود که مامان منو به قتل رسوند! _م.مامانت؟ +ا.اره..دیگه بهت توضیح نمیدم! می خوای باهام قهر کن! ولی من دیگه چیزی نمیگم!!! چون دوباره یادم میوفته! _(با داد ) _باشه نگو! پس دیگه اسم منم نگو!! تا وقتی درست توضیح ندادی اسم منم نگو! +ب.باشه! (سوآ به سمت میز خودش میره و سرشو میزاره روی زمین...به سختی بغضشو قورت میده...منتظر میشینه تا همه بچه های کلاس برسن)(ادامه تو بخش نظرات)
نظرات (۶)