هق خیلی خوشحالم که حدود سه پارت دیگه با پایانش مونده ಥ‿ಥ بازدید هارو به بالای ۹۰ برسونید ಥ‿ಥ
(علامت سوآ+ جیمین_ تهیونگ& مینهو×)///(لباشو از روی لبای سوآ برداشت و نگاهش کرد) #میدونم منو قبول نمیکنی ولی باید بهت اعتراف میکردم...ببخشید که بدون اجازه بوسیدمت اخه من بلد نیستم به کسی اعتراف کنم.. +(شوکه)چ.چی؟ نه نه اشکال نداره .. (در هموت لحظه تهیونگ به سوآ زنگ میزنه) +الو اوپا؟ &کجایی میدونی ساعت چنده؟ ساعت پنج شد تو هنوز نیومدییی! +وااییی کی ساعت پنج شددد! خااک من الان میاام &هی وایسا +چیه &سیگار که نکشیدی؟ +یاا چرا فکر میکنی سیگار کشیدم!! &چون ازت بر میاد زود باااش بیااا! +اه باشه اومدم! (تلفن رو قطع میکنه و نگاهی به سوجون میندازه!) +من دیگه برم سوجون..عصر میبینمت:) #همچنین بیبی!:) (سوآ کمی با خودش فکر کرد...و فهمید میتونه با استفاده از سوجون جیمین رو حرص بده..چون درکش نکرده بود..الانم سوآ می خواست احساسات جیمین رو درک نکنه!)(پس پرید بغل سوجون..بوسه ای بر روی گونه اش زد و خداحافظی کرد..)
نظرات (۱۰)